انسانها برای مدت های بسیار طولانی در سطوح پایین آگاهی قرار داشته اند، و یا به عبارت دیگر، “نگه داشته شدند”. و در جهانی زندگی کردند که مسئولیت سرنوشت آن را متعلق به «دیگری» می دانستند. چه این دیگری «حاکمان» بودند، و یا طبقات دیگر، و یا مردان دین و «نمایندگان خدا»، و یا شخصی در آسمان ها که خود را خدا معرفی می کرد و آفریننده معرفی می کرد. این گونه بود که انسانها آفریننده را درون خودشان ندیدند، و وی را شخصی دیدند که در آسمانها زندگی می کند و با انسان فاصله دارد. و هر چه انسان بیشتر به آسمان خیره شد، زمین بیشتر و بیشتر ارزشش را از دست داد، و انسان پست تر شد، و قدرت درونش را بیشتر از دست داد، تا آنجا که خودش را تمام و کمال در دست قدرت «دیگری» دید، و فراموش کرد که مسئولیت خانه اش را بر عهده دارد. فراموش کرد که آفریننده در وجود خودش قرار دارد. و بایستی خدای درونش را بیدار کند و پرورش دهد، و مسئول زندگی، امنیت، رفاه، و مسئول سیاره خودش باشد. و این گونه بود که در اعصار متمادی، انسان بندگی کرد، در حالی که باید خدایی می کرد. باید آزاد می بود، اما برده بود. و این گونه بود که تحت کنترل بیگانگان فرازمینی هوش مصنوعی که از داشتن روح و اتصال با منبع آفرینش بی بهره اند قرار گرفت. و انرژی روحی انسان در اختیار موجودات آرکانی انگلی قرار گرفت که به شبکه ارگانیک خلقت متصل نیستند و اهمیتی به پرورش و تکامل روحی انسانها نمی دهند و حاضر نیستند بپذیرند که داشتن روح، ویژگی ذاتی و طبیعی انسانها است،
ماتریکس







⚜144000 نفر چه کسانی هستند؟⚜







همین رو کم داشتیو