آپدیت ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۹
۱۲ اکتبر ۲۰۱۲
تجربه، به خصوص در چند ماه گذشته، نشان داده است که طبیعت انسان بسیار مستعد دریافت تأثیرات فیزیکی و غیرفیزیکی آرکان هاست.
آرکان ها در تجزیه نهضت آزادسازی موفق شدند. گروه های مثبت روی سطح مورد نفوذ قرار گرفتند و دچار فساد شدند، و آنان که خالص ماندند، یا مسخره شدند و یا مورد حمله قرار گرفتند. از هر ایده و نظری درباره اینکه چگونه می توان این تفرقه در بین گروههای مثبت را کاهش داد و پیش از رخداد به وحدت بیشتری در میان آنان رسید، بسیار استقبال می شود.
همچنین، افراد و گروه های ظاهرا مثبت بسیاری بودند که برای تسلط بر حسابهای وثیقه مبارزه می کردند. به نظر می رسد طمع و حرص، برنامه بازگرداندن پول ها به مردم را تحت الشعاع قرار داد.
از یک منبع بسیار معتبر اطلاعاتی دریافت کرده ام مبنی بر اینکه Keenan متولی حسابهای وثیقه نیست. هویت واقعی متولی فعلا بایستی پوشیده بماند تا وی بتواند بدون دردسر در راستای منافع بشریت به کارش بپردازد. معدودی گروه های مثبت وجود دارند که به هدف بازگرداندن پول ها به دست انسانها فعالیت می کنند اما در اینترنت هیچ اطلاعاتی راجب آنها نخواهید یافت. آنها هیچ چیز را اعلام نمی کنند. هنگامی که به موفقیت برسند آنچه باید رخ دهد رخ می دهد.
عواملی که در بالا مورد اشاره قرار گرفتند علت تأخیرهایی است که بسیاری را خسته کرده است. بنابراین طرح اولیه گسترش یافت، و بدین وسیله ارائه می شود:
قسمت اول طرح بزرگ مربوط است به پیشروی نور در سطوح غیرفیزیکی. نیروهای نور از فناوری پیشرفته ورتکس ها برای پاکسازی سطوح غیرفیزیکی استفاده می کنند. این ورتکس ها یک شبکه نوری تشکیل می دهند که روز به روز قدرتمندتر می شود. در نقطه معینی، مقدار نور به جرم بحرانی می رسد که منتج می شود به ورود وسیع نیروهای نور در سطوح غیرفیزیکی ذهنی، اختری، و اتریک داخل لایه نازک اطراف سطح سیاره زمین. این سطوح اکنون هنوز حاوی معدودی آرکان های غیرفیزیکی است و بردگان خزنده پرتعدادشان بهمراه فناوری های منفی. این پیشروی نور همه بقایای تاریکی را از سطوح غیرفیزیکی پاکسازی خواهد کرد.
این یک گام حیاتی و پراهمیت است و بایستی تا پیش از رخداد انجام شود. در غیر این صورت آرکان ها و بردگان رپتایل آنها بر نقاط ضعف روان انسانها فشار وارد می کنند و این مسأله می تواند بسادگی به جنگ و خشونت گسترده منجر شود. توده های مردم تحت استرس و تأثیرات فیزیکی و غیرفیزیکی آرکان، بسیار مستعد عقبگرد به سمت خشونت هستند، همانطور که تجربه آلمان نازی و قتل عام رواندا بوضوح نشان می دهد. تحت نفوذ آرکان ها انسانها براحتی اتهام می زنند و حمله می کنند، و این وضع می تواند بسادگی منجر شود به تکرار witch hunt و تشکیل گروه هایی که افرادی که مطابق میلشان نیستند را بدون محاکمه مجازات می کنند. ممکن است به هر فردی حمله شود و برچسب همکاری با کابال یا چیزی مثل آن به وی زده شود. از بروز چنین مسائلی بایستی جلوگیری کرد، و بنابراین رخداد پیش از آنکه سطوح غیرفیزیکی پاکسازی شده باشند روی نمی دهد.
قسمت دوم طرح بزرگ مربوط است به جنبه فیزیکی رخداد. از آنجا که بیشتر گروه های مثبت روی سطح اکنون دچار چنددستگی هستند، به عنوان گروه در رخداد شرکت نخواهند کرد. پروینی ها (پلایدیان) و حرکت مقاومت به عنوان دو گروه مثبت غیرسطحی، عمده آنچه «مدیریت طرح بزرگ گروه سیال» خوانده می شود را اجرا خواهند کرد. نخست، موج Impulse از سمت منبع Source می آید که حاوی این پیام است که زمان مناسب آغاز رخداد فرا رسیده است. پروینی ها و دیگر گروه های فرازمینی مثبت اطلاعات کامل هر انسان را در اختیار دارند، افکار، و انگیزه ها را می دانند و می توانند به سادگی تصمیم بگیرند که چه کسانی می توانند عضو گروه فیزیکی سیال اولیه ای باشند که رخداد را کلید می زند. و آن اطلاعات را به حرکت مقاومت فوروارد خواهند کرد.
عاملان روی سطح مقاومت سپس با افراد کلیدی داخل گروه سیال روی سطح تماس می گیرند. برخی از آن افراد کلیدی صاحب سمت در ارتش های روسیه، ایالات متحده و چین هستند. با این افراد کلیدی از نزدیک و یا تلفنی تماس گرفته می شود و یک انتخاب ساده به آنان داده می شود. از آنان دعوت می شود بخشی از عمیات های رخداد باشند. آنها بر اساس اراده آزاد خود یا می پذیرند یا رد می کنند. برای این تصمیم گیری دقایقی فرصت خواهند داشت. اگر بپذیرند دستورالعمل های بیشتر درباره اینکه با چه کسی تماس بگیرند و چه کنند به آنها ارائه خواهد شد. و اگر رد کنند، دیگر با آنان تماسی گرفته نخواهد شد.
آن افرادی که در مرحله بعدی توسط گروه افراد کلیدی مذکور با آنها تماس گرفته می شود، به نوبه خود تصمیم می گیرند، و این گونه گروه سیال، با شتاب وارد عمل می شود. کل فرایند بسیار سریع خواهد بود و کابال را غافلگیر خواهد کرد. به احتمال زیاد در اینترنت اعلان قبلی «چراغ سبز» در کار نخواهد بود زیرا عنصر غافلگیری از دست می رود.
با پیشرفت عملیات های رخداد، پروینی ها و دیگر نژادهای فرازمینی اطلاعات کامل نقاط ضعف و قدرت هر انسانی که بخشی از عملیات هاست را در اختیار خواهند داشت. بر این اساس، آنها (فرازمینیان) دائما و مرتب اطلاعات به روزشده درباره نحوه جابه جایی نقش ها و جایگاه افراد گروه سیال را به حرکت مقاومت ارائه می کنند. افرادی که اشتباهات بزرگ می کنند بایستی گروه را ترک کنند و دسترسی به اطلاعات عملیات ها را از دست می دهند و افراد دیگری پذیرش می شوند. بنابراین گروه سیال از نفوذ کابال حفظ خواهد شد، و نیز از ابعاد منفی طبیعت انسانی. عاملان مقاومت مستقیما در عملیات ها شرکت نخواهند داشت بلکه در حوزه اطلاعات و دستورالعمل ها کمکرسانی می کنند. کل این عملیات برای موفقیت بایستی توسط موجوداتی خردمندتر از مردمان روی سطح زمین طراحی و هماهنگ شود.
پس از رخداد، توده های مردم کمک روانشناختی و درمان روحی دریافت خواهند کرد تا از ویروس آرکان پاکسازی شوند. ویروس آرکان در میان جمعیت انسان ها از طریق انتقال سیستم کنترل ذهن القای تروما از نسلی به نسل دیگر، بقا پیدا کرد. هنگامی که ویروس پاکسازی شود، انسان ها مشاهده خواهند کرد که خشونت زشت است، هیچ مشکلی را حل نمی کند، و بخشی از ذات طبیعی انسان نیست.
یکی از عوامل کلیدی بقای سلطه نیروهای تاریکی این بود که انسانها آموختند از یکدیگر حمایت نکنند. یکی از نخستین درس هایی که انسانها بایستی بیاموزند، درس حمایت است. انسانها شروع خواهند کرد به استفاده از اراده آزاد، و عشق را انتخاب خواهند کرد، و از طرف نیروهای نور کمک بزرگی دریافت می کنند تا دوباره بیاموزند که به یکدیگر عشق بورزند.
هیچ گونه انتقام جویی از کابال تحمل نخواهد شد. هر عضو کابال سابق از حق دریافت محاکمه عادلانه برخوردار است و آنهایی که مایل باشند اعتراف و همکاری کنند ممکن است بتوانند به جامعه باز گردند. رخداد به انقام جویی ارتباطی ندارد، رخداد مربوط است به متوقف کردن تمام خشونت ها روی سیاره زمین بوسیله خلع قدرت کابال.
به دلیل همه تأخیرهای ناشی از عوامل انسانی، تنها نخستین بخش از Plan 2012 (رخداد) می تواند در ۲۰۱۲ روی دهد. بقیه پلان (بازسازی ساختارها و تماس نخست) بعدا رخ خواهد داد.
https://prepareforchange.net/2015/11/01/the-masterplan/
اتحاد نور
https://www.etehadenoor.com/?p=2626
فرم منفی، یک شکلی از کارما یا میازما ( انرژی مرده ) است که به شکل یک تراشه از کالبد سایه ما بیرون کشیده می شود و در حقیقت به تناسخ های همزمان ارتباط دارد، به این معنی که از طریق تروما یا حوادث گذشته، می توانند به زمان حاضر نفوذ کنند. فرمهای منفی در واقع یک سری از کالبدهای نور مصنوعی/مرده هستند که در تصویر هولوگرافیک ما برای بازتولید و سرقت مواد ژنتیکی توسط نیروهای کنترل کننده مورد استفاده قرار می گیرند. برخی از این کالبدهای دستکاری شده از خطوط زمانی سقوط کرده ما هستند و بیشتر آسیب های کالبد اختری به دلیل جداشدگی ابعاد 2D/4D بوجود آمده اند.
کالبدهای سایه:
وقتی ما در بعدسوم تناسخ می کنیم، مجبوریم تا در معرض میزان عظیمی از میازما قرار بگیریم که به کالبدهای ذهنی جمعی انسان ها متصل است. به این انرژی های مرده، «فرم های منفی» یا «کالبد سایه» یا «خورشید فانتوم» گفته می شود. این کالبدهای فانتوم، انسانها را به دستورکار خط زمانی (۹۱۱) آلفا امگا یا دستور کار اتحادیه بیگانگان منفی متصل می کنند.
یکپارچه سازی قطبی فرم منفی:
مسئله داشتن دو واقعیت بالقوه همزمان در دنیای مادی در سرعتهای ارتعاشی متفاوت، باعث ایجاد یک پدیده عجیب می شود که از میدان آئوریک شخصی به بیرون بازتاب می شود و فرم منفی نام دارد. بسیاری از ما در حال تجربه این جنبه های تاریک « فرم های منفی » خود هستیم، و بنابراین قادر هستیم قطبیت های ( همزمان ) را در میدان های فضا-زمان دیگر، یکپارچه کنیم. در برخی موارد نیاز داریم تا کاملا ساختار فرم منفی را نابود کرده و آن را به شکل مواد خام به سمت ادغام با هسته منبع ارسال کنیم.
مهم است که این اطلاعات را قضاوت نکنیم و نترسیم، و در عوض کاملا و به شکل شفاف این مفاهیم را درک کنیم و دلیل وجودشان را بدانیم. فرم های منفی به هولوگرام/بدن نوری ما متصل می شوند و «اطلاعات شبکه نور کاذب» را نگه می دارند، و معمولا واقعیت های مصنوعی را با توجه به دستکاری های کالبد اختری مثل میازما ایجاد می کنند ( حوادث خطوط زمانی محتمل برای افراد ناآگاه). چون خطوط زمانی موازی یک دسترسی به این واقعیت ایجاد کرده است، همین مسئله باعث فعال شدن این پدیده عجیب فرم های منفی و به سطح آمدن آن در بعضی از انسانها می شود. فرم های منفی برای مدت زمان طولانی بوده اند، پس از آن نترسید. این فرم ها در حقیقت قسمت غیر ارگانیک آگاهی انسان هستند.
نور مرده:
فرم منفی در واقع شامل یک سری از کالبدهای نوری مرده/ مصنوعی می شود که توسط نیروهای کنترل کننده در تصویر هولوگرافیک ما مورد استفاده قرار می گیرد تا بتوانند مواد ژنتیکی ما را بازتولید کرده و بدزدند. برخی از این کالبدهای دستکاری شده مربوط به تاریخ سقوط ما و عمده آسیبهای کالبد اختریست که در ادامه ایجاد شده اند. مهم است که از این مسائل نترسیم و آنها را قضاوت نکنیم و در عوض با شفافیت به عمق مطالب پی ببریم و دلیل وجود آنها را بدانیم. فرمهای منفی شبیه به یک سری کالبدهای مشابه هستند که می توانند به بدن نوری/هولوگرام ما وصل شوند و “اطلاعات شبکه نور سفید کاذب” را نگه دارند و معمولا واقعیتهای مصنوعی را به بیرون منعکس می کنند، که مرتبط با دستکاری ها و آسیبهای کالبد اختریست ( میازما ). به دلیل اینکه خطوط زمانی موازی سقوط کرده یک دسترسی به این واقعیت ایجاد کرده اند، این مسئله باعث فعال سازی این پدیده عجیب فرم منفی می شود. همه جنبه های تاریک یا قطعات معکوس شده مناد باید جمع آوری شوند و سپس به هسته منبع یا قلب مادر کیهانی و به کمان مادر باز گردند تا ترمیم شوند. معماری این فرم های منفی ( در تناسخ انسان در بعد سوم ) که ما را به شبکه های کنترل کننده متصل می کنند ( حصارهای فرکانسی و واقعیتهای موازی آنها )، در حال تجزیه و نابودیست. فرکانس کمان مادر و شبکه دروازه کمان مادر در حقیقت یک تکنولوژی جدید آگاهیست که اجازه درمان سریع و آنی این فرم های منفی را می دهد.
دیمن ها و موجودات سقوط کرده قسمتی از آگاهی جمعی انسان ها و غیر انسان ها بر روی زمین هستند و به شکل فعل و انفعالات انرژیک در بین انسان ها حضور دارند و طراحی شده اند تا قطبیت های لازم برای تجلی در قلمروهای مادی را ایجاد کنند. در این تراکم زمین، برای پروسه تکاملی ” ترکیب این قطبیت های اصلی ” از طریق سه دسته از انرژی ها، وجود این نقاط موازنه و تعادل متقابل لازم است. اگرچه، خیلی از این نیرو ها توسط تجاوزات دستورکار بیگانگان منفی مورد حمله و آسیب قرار گرفته اند و نتیجتا جدایی و آسیب زیادی وارد شد است.
اتحادنور
https://www.etehadenoor.com/?p=2622
همدلی با احساسات دیگران، حس کردن واقعیت بزرگتری که به آن متصل هستیم، فرآیندی است که با آن کیفیت همزادپنداری را کسب می کنیم. همدلی کارکرد ویژه ای از روح ما است،و همینطور که ما دانش و هوشیاری درباره طبیعت حسی واقعیت کسب می کنیم، به حالت های شخصی و عینی آگاهی بالاتر خود متصل می شویم.
اگر نمی توانید تجربه ای را حس کنید، اگر نمی توانید با یک تجربه یا احساس همزادپنداری کنید، آن را نخواهید شناخت.
بنابراین ، شخص قادر به حفظ آن خاطره و یا معرفت نیست، زیرا این امر باید به طور مستقیم توسط آگاهی ما تجربه شود، تا تجربه بدل به حقیقت و دانش درونی Gnosis شود.
کسی که، ادراک را از طریق احساسات تجربه های حسی مستقیم افزایش می دهد، دانش آن محتوا را از طریق احساس مستقیم، زندگی و یا تجربه آن محتوا در سطحی از آگاهی اش کسب می کند.
هنگامی که تجربه دانش درونی Gnosis را بدست آوردیم، باید با دانش اصیل و تجربه حقیقی خود زندگی کنیم تا بتوانیم یکپارچه و هماهنگ با قوانین طبیعی باشیم.
اگر ما متناسب با دانش به دست آمده زندگی نکنیم، دانشی که حقیقت درونمان را آشکار میکند، نه تنها فرکانس (ارتعاش) شخصی به سرعت منحرف میشود بلکه هوشیاری و ادراک به هنگام قطع ارتباط بین ذهن و روح از بین خواهد رفت.
هنگامی که ما نتوانیم حقیقت روح خود را ابراز و یا زندگی کنیم، رنج فراوانی می کشیم.
دانش مفهومی یا ذهنی از روشهای خطی بر گرفته شده، که صرفا از طریق کتب یا آکادمی ها کسب شده، دانش و دانستن حقیقی نیست.
هنگامی که دانش بطور مستقیم در آگاهی بالاتر ما تجربه شود، یک حقیقت است.
چنین دانش درونی را نمی توان بطور دائم از بلوپرینت کالبد هسته فرد پاک کرد یا نمی توان آن را از سوابق آکاشیک آن فرد حذف نمود.
در هنگام چرخه صعود سیاره ای، بشریت به آگاهی بالاتر صعود می کند، اما در عین حال در حال پایین آوردن (به بعد فیزیکی) انرژی هوشمندی است که در طرح آکاشیک هویت بالاتر ما وجود دارد.
این کار همان افزایش دادن سطح فرکانس و ارتعاش است، و همینطور که می آموزیم آفرینش چگونه کار می کند، به آگاهی بالاتر یا الوهیت خویشتن متصل می شویم تا هدف و مأموریت روح را به درون بدن فیزیکی وارد کنیم.
لیزا رنی
https://www.disclosurenews.it/en/empathy-and-emotions-living-in-the-truth/
https://www.etehadenoor.com/?p=2609
بروزرسانی شده در 6 سپتامبر 2019
افزایش ادراک ارتباطی مستقیم با کیفیت محتوای انرژتیک دارد که به عنوان حافظه جمعی در کالبد سیاره ای ثبت و ضبط می شود.
بطور کلی سطح ادراکی که ما داریم، با کیفیت خاطراتی که در آگاهی جمعی سیاره ای ضبط شده رابطه تنگانگی دارد.
رده آمتیس:
سومین تجلی از میدان صوت اولیه که نمایانگر سومین مرحله از فردیت سازی آگاهی از منبع خلقت است، رده Amethyst می باشد. قسمتی از سه گانه کیهانی.
سومین تجلی نور از رده Amethyst، رده های اشعه بنفش هستند که شامل؛ پستانداران دریا، افراد آویان پگاسوس، و aquatic Braharama که بذرش در جهان هارمونیک چهارم و در Lyra-Aveyon از طریق دروازه ستاره ای ۱۱ کاشته شد.
مقر محافظان:
مقر محافظان و خانواده های آنها یعنی ارشدهای کریستوس ستاره کریستال، موسسان لیرا-سیریان، رده زمرد مقدس، کنفدراسیون رده RA طلایی، رده Amethyst مربوط به سازندگان و معماران بزرگ باستان که از گروه استادان کریستوس هستند و از قانون وحدت ( Law of one) محافظت می کنند، که در واقع مسیر صعود به GSF ( خدا – مقتدر – آزاد ) است، برای هر موجودی که بتواند صعود کند، آگاهیش را متحول کرده و خدا و مقتدر و آزاد شود.
کنفدراسیون RA:
گروه ویژه محافظان RA که به عنوان اصل فعال در تکمیل پیمان پالیدور در زمین فعالیت می کنند، یک قسمت از کنفدراسیون RA که در هفت سطح بالاتر و در جهان بعدی هستند و با ما از طریق اشعه طلایی یا دروازه ستاره ای دایمنشنال چهاردهم متصل می شوند. ساختار کنفدراسیون RA شامل قسمتهایی از نژادهای ریشه موسوم به Azurites, Aton, Ammonites, استادان Viriagian, و گروه پلیدیان های محافظ بعدپنجم موسوم به Aztaras هستند. گروه های پلیدیان مانند Aztaras و Mayans بیشترین کمک را در ترمیم گروه های ارواح زمین و انتقال آنها به پتانسیل های تکاملی بعدپنجمی می کنند، مثل بازسازی و یکپارچه سازی کالبد اختری، ترمیم سیستم قلب، ترمیم کالبد درد و کالبد سایه ناشی از ترومای عمیق، و کمک به سکونت یک روح واحد در بدن.
:Royal Houses of Lyra
سه گانه رده زمردی، تناسخ های رده طلایی و رده Amethyst که در جهان هارمونیک چهارم و در ماتریکس لیرا که موسوم به خاندان های سلطنتی هستند، بذرشان کاشته شد.
:11D Fallen Angelic Rehabilitation
به دلیل ارتباط ژنتیکی و قرابت Tribal Shield انسان با دروازه ۱۱ و نیز به دلیل نفوذ برنامه جهش ژنتیکی شطرنجی، بسیاری از آگاهیهای رده Amethyst مستقیما مسئول بازیابی و انتقال خطوط نژاد هیبریدهای انجلیک سقوط کرده آنوناکی شدند، و همچنین باطل کردن خطوط زمانی آنها که مربوط به دستورکار بیگانگان منفی بود. خطوط سقوط کرده 11D از Aveyon-Avalon تبدیل به سرافیم سقوط کرده و خطوط هیبرید Annunaki-Elohim شدند، مانند هیبریدسازی ای که در مورد خطوط دراکوهای سقوط کرده انجام شد.
ما در بخش فانتوم جهان خود هستیم، یعنی جاییکه سطوحی از خانواده های RA به دام انداخته شده اند و سرنوشتشان با سرافیم و اشعه طلایی و مسائل زمین و سایر سیارات گره خورده است ( برای مثال نفوذ و دستکاری در شبکه عقاب طلایی در ایران و عراق ). شاخه های سرافیم مشکلات شدیدی با رپتویدها، مسائل بلیال، ملچیزدک و سایر هیبریدهای آویان دارند که مشکلاتی را در تکامل از طریق هیبریدسازی بیگانه و دزدی ژنتیکی ایجاد کرده اند.
در طول دوره مصر، آسیبهای بسیاری توسط موجودات RA در سطوح پایین که بیشتر سقوط کرده بودند، ایجاد شد، برخی از این شاخه های به شدت منفی به نام موجودات Horus- RA شناخته می شوند، آنها سعی می کنند کنترل خورشید و منظومه شمسی را بدست بگیرند. ( مترجم: حتما نام RA خدای خورشید را شنیده اید).خیلی از آنها انسان ها را می دزدند و آنها را استثمار می کنند. به نظر می رسد آنها ارتباطاتی با جناح های آنوناکی خزنده در خاورمیانه داشته باشند.
کنفدراسیون RA قسمتی از اتحاد محافظان است که از طریق بعدچهاردهم در هفت سطح بالاتر حضور دارند و پروژه مهمی را جهت پیدا کردن و بازیابی همه جنبه های اشعه طلایی که در ابعاد فانتوم گم شده اند و درگیر هیبریدسازی رپتوید هستند را انجام می دهند. آنها به آگاهی خانواده سرافیم متصل شده اند، بنابراین باید با همه آسیبهای ژنتیکی مربوط به شبکه عقاب طلایی دست و پنجه نرم کنند، و همچنین پروسه ترمیم شبکه های افقی میدان های زمان مربوطه را انجام دهند.
قسمتی از ماموریت ما کمک به خانواده های سرافیم و اشعه طلاییست تا بازیابی شوند، و بتوانند همه مشکلات و آسیبها را ترمیم کنند و بتوانند به خانه برگردند. کنفدراسیون RA از طریق جهان هارمونیک بعدی برای آزادسازی شبکه های سیاره ای از طریق پروژه های طرح B، کمک می کند. شاخه هایی از خانواده RA در ابعاد پایین وجود دارند، که نمی توانند با ما ارتباط برقرار کنند. به دلیل اینکه توسط ژنتیک رپتوید مورد نفوذ قرار گرفته اند و ممکن است اطلاعات را به گروه های رپتوید منتقل کنند. موجوداتی هستند موسوم به 《 مارهای بالدار》، مانند Quetzalcoatl، این موجودات خودشان را از طریق قربانی خون و شرکت در این رفتارهای وحشتناک، از بین برده اند. ( آزتک ها)
پیمان پالیدور:
خطوط زمانی آینده نشانگر انواع مختلفی از قطعات جدا شده کالبدهای فیزیکی، انرژتیک و روحیست که دچار انفجار و از هم گسیختگی شده اند و نتیجتا با مواد عنصری در کالبد زمین ترکیب شده اند. خطوط زمان از مواد زمین بعدپنجمی تارا، به ارواح کالبد تارا که منفجر شد، متصل هستند، و به همین دلیل تبدیل به نوعی از ماده رادیواکتیو در حال تجزیه شدند که با ترکیبی از مواد در بعد فیزیکی مخلوط شده اند که نتیجه حادثه انفجار و نفوذ الکترومغناطیسی در میدان های فضا-زمان بود. روح تارا، تبدیل به قسمتی از کالبد اتمی این سیاره فیزیکی ( زمین ) شد، و بین ابعاد یک و چهار گیر افتاد.ما در فازی از زمان هستیم که ترکیبات مواد مختلف، در حال تغییر و تبدیل به مواد ظریفتر است، و تحت این شرایط و با تراکم کمتر، قادر خواهیم بود این مصنوعات، کالبدها و بقایای آگاهی را خارج کنیم.در نتیجه، برخی از ما ممکن است به بازیابی و انتقال ارواح تارا کمک کنیم. این مسئله در حقیقت احیای ماموریت کریستوس (مسیح) روی زمین است که برمی گردد به پیمان پالیدور، پیمانی که طبق آن نژادهای بالاتر محافظ طرحی را برای بازیابی ارواح گمشده بعد از انفجار سیاره تارا تدوین کردند.
ماموریت امنتی Amenti:
لژ لیرا- سیریان مسئول محافظت از حافظه های ژنتیکی انسان ها و تاریخ پنهان شده است، آنها اساسا سفیران انجمن های مدیریتی سیریان هستند. لژ سیریان مسئول نظارت بر شبکه های 6D هستند که به عنوان پرتال هایی برای نژادهای ایندیگو و ستاره ای جهت تناسخ در سطح زمین از طریق فضاهای امنتی هستند. لژ لیرا- سیریان، انجمن Azurite را برای ایجاد یک تیم جهت حمایت از تجلی انسانی عیسی مسیح یا ماموریت Yeshua ایجاد کردند، ماموریتی که به هدف ترمیم شبکه ها و محافظت از میدان امنتی بود. اصل و منشا انجمن Azurite برمی گردد به نژادهایی که توسط کنفدراسیون RA ایجاد شدند.
Solar Rishi
خدا – مقتدر – آزاد
سولار ریشی اولین سه گانه تجلی نور است که سه گانه جهانی را تشکیل می دهد؛ اشعه آبی و رده زمردی، اشعه طلایی و رده طلایی، و رده آمتیس و اشعه بنفش از میدان منبع خلقت.
اولین تجلی نور از رده زمردی، رده های اشعه آبی سولار ریشی الوهیم و اورافیم هستند که از نژادهای موسس محافظ در جهان های هارمونیک پایین تر حمایت می کنند و همچنین کمک به گسترش آزادی و بازگرداندن اقتدار و ادامه تکامل روحی بشریت به سمت صعود و قانون وحدت. رده زمردی الوهیم، بذر نژادهای الوهیم فیلاین Anuhazi را از طریق دروازه ستاره ای دوازدهم لیرا در جهان هارمونیک چهارم یا همان Aramatena کاشتند.
دومین تجلی نور رده طلایی، رده های اشعه طلایی سرافیم، مردمان پرنده Cerez Avian و خطوط Aeithan هستند (solar Rishi) و در جهان هارمونیک چهارم در Lyra-Vega از طریق دروازه ستاره ای جهانی دهم تناسخ کرده اند..سومین تجلی نور از رده Amethyst، رده های اشعه بنفش سولار ریشی هستند که شامل؛ پستانداران دریا، افراد آویان پگاسوس، و aquatic Braharama که بذرش در جهان هارمونیک چهارم و در Lyra-Aveyon از طریق دروازه ستاره ای ۱۱ کاشته شد.
Aramatena
آراماتنا نام دروازه ستاره ای دوازدهم لیراست و برای توصیف ساختار زمین آینده در فرم کریستالی از دنیای ماتریکس آواتار مورد استفاده قرار می گیرد. آرورا یا زمین صعود کرده در مسیری قرار گرفته که با کهکشان های راه شیری و آندرومدا اتصال دارد ، و از طریق شبکه های سیستم کنترل دروازه Polarian به آنها متصل می شود.
سیاره زمین در سه هویت و فرم اصلی در این ماتریکس زمان جهانی قرار دارد. زمین بعد سومی یا ترا Terra، زمین بعدپنجمی یا تارا Tara و زمین بعدهفتمی یا گایا. نژادهای مختلف فرازمینی و فرابعدی ممکن است این زمین های آینده را با توجه به زبانشان با نام های متفاوتی بشناسند. ( مانند Urantia ). هر سه، سیاره زمین در سطوح مختلف تکاملی و در خطوط زمانی مختلف هستند.
لیزا رینی.
https://www.etehadenoor.com/?p=2594
در حال حاضر جابه جایی های وسیعی در حوزه قدرت در حال وقوع است که سلسله مراتب بازیگران اصلی درون گروه های کنترل خواهان سلطه بر جهان را تغییر می دهد.
این زلزله و تحولات اساسی داخلی در شبکه نخبگان قدرت ، عمق فریب، فساد، رشوه و سو استفاده از قدرت را آشکار می کند که شامل شواهد روشنی دال بر اعمال آیینی شیطانی یا لوسیفری است.
برای آنهایی که آمادگی افشاگری ها و آشکار شدن حقایق بزرگتر بالاترین سلسله مراتب قدرت، بازیگران عرصه های دولتی، سیاسی، مالی، جوامع نخبه، و صنایع بازی و سرگرمی، را ندارند ، میتواند لحظاتی دردناک وناامیدکننده باشد.
اگر به سطح نگاه کنیم، فریبهای ظاهر 3D در حال فروپاشی هستند و آنان که چشم دارند عمق سوراخ لانه خرگوش را می بینند.
اینها تاریک ترین مناطق مملو از روایت های مختلف و متفاوت سو استفاده از قدرت و فریب است که از طریق رسانه های اصلی انجام میشود تا مردم را شسشتشوی مغزی داده و به باور این روایت 3D برسانند که در یک جامعه آزاد زندگی میکنیم.
بسیاری اکنون در حال جدا شدن از جریان اصلی هستند ، و نیازمند وضوح و شفافیت در گزینه ها هستند. آنها فهمیده اند که توسط کسانی که در قدرت هستند و مورد اعتماد بوده اند فریب داده شده اند.
انسان ها در زمین آزادانه زندگی نمی کنند. این حقیقت توجه مارا به سمت حقایق ناخوشایند و دردناک و جنایاتی که علیه بشریت صورت گرفته سوق می دهد و به این گونه باید به شناخت و شناسایی علل آن بپردازیم.
اگر ما نتوانیم این مسائل را ببینیم ، و نتوانیم این جنایات را مشخص کنیم، این دشمن پنهان از همان دروغ ها و دستکاری ها برای پوشاندن حقیقت همچنان استفاده میکند. ما باید تمام تلاش خود را برای بیدار ماندن در شب تاریک روح سیاره ایی به کار بگیریم، و مراحل افشاگری در جریان است.
با این حال ، هنگامی که این نمایش های ناخوشایند را مشاهده میکنیم ، نباید به دلیل هیجان و احساس اجازه دهیم آگاهی مان قطبیده شود و کهن الگوهای قهرمان، منجی یا دشمن را تغذیه کند.
این فاز خنثی سازی سیستم کنترل است ، و پیدا شدن آنچه در پشت آگاهی 3D پنهان شده.
همچنان که جنگ درونی برای سلطه و کنترل ادامه می یابد ، هرروز بیشتر در مورد ماهیت واقعی این واقعیت برای ما آشکار خواهد شد.
این زمانی برای شجاع ، دلیر ، آرام بودن و خودآگاهی به عنوان جستجوگرحقیقت است.
زمانیست برای وقف خویشتن به خدمت به روح درون با هر نفس و دانستن اینکه کدام اگاهی را میخواهیم به همراه همدیگر بیافرینیم.
این یک فرآیند بیولوژیکی طبیعی برای همه انسان هاست که توانایی تکامل مداوم خودشان را دارند و آگاهی فردی خود را از طریق تجربیات مولد خوداگاهی گسترش میدهند.
هرگاه فرد به سطوحی از اگاهی فراتر از نیازها و خواسته های شخصی بقا برسد، لایه های جمعی بزرگتری که به وی متصلند را درک می کند ، و اگاهی وی افزایش می یابد.
افزایش هوشیاری و اگاهی، ارتباط درک شده ما با کل را افزایش می دهد و به طور پیوسته خودآگاهی ما را توسعه می دهد ، که این به نسبت انعکاس آگاهی جمعی است
هنگامی که اگاهی را به سوی روشنی بیشتر سوق میدهیم ، متوجه می شویم که هر فکر و عملی که انتخاب میکنیم مستقیما با کل در ارتباط است همانطور که ما خالقان جهان خود هستیم.
همچنان که تجسم حقایق شخصی را برای گسترش آگاهی بدست می آوریمبرای کمک به شکل دهی آگاهی جمعی که باآن مرتبط هستیم نفوذ بیشتری کسب مینماییم.
وقتی به وضعیت دنیای امروز می نگریم تمام انسانها بایستی به زنجیرهای علی و دلایل روحانی وضعیت کنونی آگاهی جمعی نژاد انسان فکر کنند.
چطور مردم زمین شرایطی را ایجاد کردند تا به بازتاب جهانی تبدیل شود که امروزه در آگاهی جمعی نشان داده شده است؟
رهبران جهان چطور انتخاب می شوند و چگونه در قدرت باقی می مانند؟
چگونه اهالی زمین ، در جامعه بین کهکشانی به عنوان قاتلان دسته جمعی ، جنگ طلبان ، تصلیب کنندگان، قاتلان زندگی و طبیعت بدون ابراز پشیمانی یا همدلی تعریف شده اند؟هنگامی که ما این سوالات را با قلبی خالص و صادقانه بپرسیم ، با حقایق ناخوشایند بسیاری درباره تاریخ واقعی بشریت مواجه خواهیم شد.
لیزا رنی
https://www.disclosurenews.it/en/living-in-the-truth-we-experience/
https://www.etehadenoor.com/?p=2567
اتم کربن دارای ۶ الکترون، ۶ پروتون و ۶ نوترون است. شکل بالا مدل این اتم را نشان می دهد. این ساختار در واقع ساختار پایه اتمی برای کالبد عنصری ما در زمین است. در این شرایط، با هر پروتونی که به این ساختار اضافه می شود، یک عنصر جدید خلق می شود. برای هر پروتون، یک الکترون اضافه می شود. تعداد نوترون ها هم زیاد می شود اما نه لزوما یک نوترون در ازای هر پروتون.
همینطور که یونیزاسیون در مورد ساختار ۶۶۶ کربن باعث می شود که یک عنصر جدید بتواند به شکل بالقوه متجلی شود، ما هم می توانیم تغییر کنیم. این در واقع یک تغییر و تحول کیمیاگرانه برای کالبد عنصریست.
کالبد فیزیکی ما که بر پایه کربن است، از طریق تغییرات ایجاد شده در ساختار ضد ذره، در حال از دست دادن تراکم است. این فرآیند می تواند از طریق کدگذاری مجدد آرورا برای کالبد عنصری انجام شود.
اتم کربن نشان داده شده، در حال تغییر ساختار برای وارد کردن کالبدهای عنصری جدید به زمین است، به این معنی که کالبدهای انسانی برای تکامل، در حال تغییر و گذر از اتم کربن ۶۶۶ هستند. به علاوه، برای برداشتن حصار فرکانسی و قرنطینه میدان های ۶۶۶، ما انسانها نور پلاسما را جذب می کنیم که نتیجتا تعداد الکترون ها را تغییر خواهد داد و ما را از ساختار اتمی کربن آزاد خواهد کرد.
در این فرآیند، محافظان آرورا خودشان را وقف کمک به انسان ها برای تجلی نور پلاسمای فرکانس بالا کرده اند، به هدف انجام این تغییرات در عنصری ترین سطح ساختار فیزیکی ماده. این مسئله در حقیقت تغییرات شیمیایی در پروسه بازکدگذاری آرورا برای کالبد عنصری فیزیکیست، پروژه مقر محافظان برای بروز رسانی ساختار اتمی پایه از طریق امواج پلاسما و سفینه های پلاسمیک.
قرنطینه ۶۶۶ یا مهر معبد:
این قرنطینه در واقع یک بلاک ژنتیکیست که آگاهی روح را مجبور به تناسخ های متعدد در زمین بعدسوم می کند تا وقتی اجزای گمشده روحش را پیدا کند و یاد بگیرد که چطور به تمامیت و یکپارچگی با قوانین طبیعی خالق بازگردد. با این حال در طول این تایم لاین، سلطه گران بیگانگان منفی با مجبور کردن روح انسانها به تناسخ های متعدد از طریق مکانیزم کنترل، از این قرنطینه سواستفاده کردند، ماتریکس کاذب صعود. این نوع از ایمپلنت یا قرنطینه، یک سد ژنتیکی در لایه های فرکانسی بعد ششم و درون اشعه بعد ششمی ایندیگو و مناد اشعه بنفش بعد هفتمی یا کالبدهای فرا روحی( oversoul) و چاکرای تاجی که بالهای ما را تشکیل میدهد، قرار می دهد. در ابتدای یکپارچه سازی سطح منادیک، این ایمپلنت ۶۶۶ میتواند از درون بدن نوری برداشته شود.
ماتریکس کاذب صعود:
ماتریکس کاذب صعود یک تکنولوژی غیر ارگانیک بیگانه مربوط به دستورکار بیگانگان منفی NAA است که در لایه اختری (بعدچهارم) قرار دارد و اساسا در میدان های صوتی بالاتر خطوط زمانی بعدپنجم کنترل می شود.
این ماتریکس در حقیقت یک جریان نور سفید کاذب است ( نور کاذب آگاهی کرایست که توسط ارواح متجاوز مورد استفاده قرار میگیرد)، و از قلمروهای ابعاد پایین ماتریکس روح است و از آنجا مورد نفوذ قرار می گیرد. این نور سفید کاذب، یک شبکه پیچیده را توسط تعداد زیادی از ایمپلنتها و تکنولوژی های کنترل ذهن زیست-عصبی ایجاد می کند که با استفاده از نفوذ امواج فرکانس پایین بر کالبد روحی و ذهنی انسان اعمال می شود. از طریق این شبکه در لایه اختری، می توانند با استفاده از الحاقات هولوگرافیک و نصب برنامه ها ( مانند برنامه آرماگدون) به کنترل ذهن انسان بپردازند تا سیستم های اعتقادی را برای گسترش ترس و کنترل استبدادی توسعه دهند. این اقدامات در واقع قسمتی از سرکوب آگاهی انسانیت در چرخه صعود است که باعث تناسخ مجدد در قلمروهای پایین میدان های زمان سیاره زمین می شود، و از دید محافظان، یک نوع « بازیافت روح » برای تولید «زنبورهای کارگر» است که مطیع آرکان های روی زمین و خارج از زمین هستند. این خواسته آرکان ها و دستورکار بیگانگان منفی NAA است به دلیل منبع قدرت عظیمی که تولید می شود و سپس از کالبدهای سیاره ای و انسانی، این انرژی الکترومغناطیسی جمع آوری می شود.
https://www.etehadenoor.com/?p=2560
18 ژوئن 2012
زمان آن رسیده است که اطلاعات بیشتری راجع به آرکان ها منتشر کنم چراکه وارد دوره ای می شویم که سرنوشت این سیاره مشخص خواهد شد، و مردم نیاز دارند اطلاع و آگاهی داشته باشند تا بتوانند انتخاب های بهتری انجام دهند.
حدود ۲۶ هزار سال پیش آرکان ها سیاره زمین را مایملک خودشان اعلام کردند، و تمامی موجودات زنده روی زمین را گروگان و برده گرفتند. آنان سیاره را قرنطینه کردند و هر سفینه برای ورود و یا خروج از زمین نیاز به مجوز ویژه از طرف آرکان ها داشت. این دلیل سیاست «عدم دخالت» است که بسیار راجع به آن شنیده ایم. نژاد انسان در طی همه آن هزاره ها گروگان آرکان ها بودند، و در یک سیستم بسته تناسخ اجباری و بارها و بارها بازگشتن به یک مکان، و در فراموشی و رخوت اسیر بوده اند. عصر فراموشی تقریبا سپری شده است. پس از ۲۱ ژوئن امسال (۲۰۱۲)، عملیات های نجات توسط نژاد های فرازمینی مثبت شدت بیشتری خواهند داشت.
در گذشته، تنها راهی که یک انسان برای فرار از قرنطینه پیش رو داشت از طریق فرایند صعود بود، که در طی آن فرد بایستی تمامی تعلقات به همه واقعیت های فیزیکی، اثیری، اختری، و ذهنی که آرکان در آنها عمل می کند را رها کند. اما به محض اینکه قرنطینه برداشته شود، الترناتیو و راه دیگری برای رسیدن به آزادی وجود خواهد داشت، یعنی امکان و توانایی سفر به سیستم های ستاره ای دیگر.
آلیستر کراولی یک مهره مهم در همکاری با دستورکار بیگانگان منفی بود، همکاری ای که از تماس با بیگانه خاکستری در قاهره مصر در سال ۱۹۰۴ شروع شد. یک آنوناکی خزنده در کالبد یک بیگانه خاکستری بنام آیواس، کدهای کتاب قانون را به او منتقل کرد که این کتاب در واقع متن مقدس اصلی Thelema می باشد، و گفته های مستقیم این موجود است که توسط او نوشته شده اند. همسر آلیستر کراولی، رز ادیس کراولی و همچنین خود این موجودات هم گفته می شود که عباراتی را در نسخه دستنویس کتاب نوشته اند. این تماس با یک سری ارتباطات و تعاملات با دستورکار بیگانگان منفی که در تمام طول عمر کراولی ادامه داشتند آغاز شد، تعاملاتی که به هدف تجلی مادی نیروهای شیطانی برنامه خورشید سیاه و تحت ظاهرسازی و معرفی کردن خود به عنوان 《فرشتگان مقدس محافظ》 انجام می شد. آنها با کراولی همکاری کردند و او را به محل نقاط کلیدی ورتکس های قدرت زمین فرستادند تا پرتال های بسته را باز کرده و به سلطه مردسالارانه و دزدی شبکه های قدرت زمین کمک کند. این مسئله به دستورکار بیگانگان منفی اجازه می داد تا یک فرم دیگری از ورود و دسترسی به زمین را از طریق شبکه های جادوی سیاه توسط توافق و همکاری با یک کالبد انسانی، بنام آلیستر کراولی انجام دهند.
این شبکه های جادوی سیاه بنام شبکه های توس یا شبکه ققنوس شناخته می شوند.آلیستر کراولی در واقع کسی بود که به خطوط زمان نرم افزار آرماگدون خدمت کرد و توسط بیگانگان برای اعمال کهن الگوهای جادوی سیاه برای نیروهای شیطانی، مورد نفوذ و کنترل قرار گرفت که به هدف گسترش مناسک شیطانی بود. کهن الگوی کراولی، مترادف با جادوی سیاه است، به سبب اینکه ایگوی منفی زیاد و برنامه بیچارگی جنسی از تناسخ قبلی او به عنوان یک لرد معبدی سولار در آتلانتیس گرفته شده است. به او راه آموختن تونل های تایفون داده شد، که در واقع مسیرهای معکوس Sephiroth هستند، یا درخت سیاه زندگی بنام Qlippoth. گروههای مربوط به دستورکار بیگانگان منفی، علاقمند به کنترل کامل خاورمیانه هستند و از این ناحیه برای تجاوز اصلی این دستورکارجهت نفوذ به کراولی و تبدیلش به برده، به هدف فعال کردن کد خلقت بازسازی شده، بافومت و خطوط تغذیه آن و اتصالش با خیلی از لایه های ارواح متجاوز انگلی استفاده شد. بر طبق نظر محافظان، کراولی در اواخر عمرش بیشتر منحرف شد، و به شدت افسرده گشت، کسی که در حقیقت یک قاتل کودکان بود و مناسک شیطانی انجام می داد؛ تجاوز و قربانی کودکان و حیوانات در مسیر کسب نامیرایی و قدرت بر دیگران.
(انرژی ایزدبانوی درون) من نماینده ذهن شهودی و الهه درون هستم. ممکن است مرا با اسامی دیگری مثل دمتر، آفرودیت، و یا آیسیس بشناسید. اما به هدف ارتباط بهتر، من خودم را Hara Sheed می نامم. من احساس، عاطفه و شهود درونی شما هستم. من، «اعتماد شما به زمین و هدایت شهودی زمین» هستم.
«هارا» یعنی من در میان-تنه زندگی می کنم، در مرکز هارا. «شید» اشاره به انرژی مؤنث دارد. من یک اسپیرال نوری هستم که چرخشی پادساعتگرد دارم. انرژی های شما را به زمین متصل میکنم و ذهن شهودیتان را فعال می کنم…. من انرژی ها را می خوانم (تفسیر، کدشکنی) و شما را به عمل کردن تحریک می کنم.
اگر بیاموزید با جریان رودخانه دانش شهودی من حرکت کنید، تمام زندگی تان بدل به یک رقص زیبا و هماهنگ می شود… و بطور شهودی خواهید دانست که برای سلامت و آسایش خود چکار باید بکنید. و این که، به دانش من درباره تعامل و ارتباط با دیگران دسترسی خواهید داشت…
اگرچه، من به تنهایی قادر به این کار نیستم. به تنهایی، من یک نیروی یک طرفه هستم. برای آنکه در تعادل باشم، به پشتیبانی معشوق خود Deehs Ara، که انرژی مخالف من است نیاز دارم.
(انرژی ایزد درون)سلام، من Deehs Ara هستم. من نمایانگر، و نماینده ذهن روشن بالاتر، و خدای درون هستم. هنگامی که از قفس شبکه Net رهایی یابم، ستارگان و کهکشانها را در جستجوی دانش و هوش در می نوردم! در آزادی و رهایی، در گفتگوها و بحث های خیر و شر قفل نخواهم شد. بلکه از قدرت کاوشگری ام استفاده می کنم تا قوانین و کار این کائنات شگفت انگیز را مطالعه و تحلیل کنم. اما در تنهایی خودم، دچار قضاوتهایی می شوم که همیشه بهترین تصمیمات نیستند.
اما با راهنمایی و هدایت معشوقم، Hara Sheed ، به شما اجازه خواهم داد به دانش و خرد درون دست پیدا کنید. و در این تعادل رهایی بخش، خرد و حکمت من به شکلی متعادل، الهام بخش، عملگرایانه، و کاربردی در اختیارتان قرار می گیرد.
من اسپیرال انرژی هستم که چرخشی ساعتگرد دارم. بهمراه معشوق خودم، میدان انرژی خلق می کنیم که به شما اجازه می دهد به قله های اگاهی و ابعاد دیگر دسترسی داشته باشید.
با این حال، هنوز به انرژی های زمین لنگر هستیم. من به دور ستون فقرات شما گردش اسپیرالی دارم، در طول مسیر پینگالا.
هارا شید در طول مسیر ایدا چرخش اسپیرالی دارد.
اگر فقط انرژی من (ایزد درون) را فعال کنید، شما را از مراکز احساسی بدن خارج کرده و سرد و منطقی خواهید شد. اگر فقط انرژی معشوقم هارا شید را فعالسازی کنید، لنگر خواهید بود، اما فاقد هرگونه الهام و دریافت از ذهن خطی، و به لحاط عاطفی بی ثبات.
اما اگر ایزد و ایزدبانوی درون به وحدت برسند، انرژی کامل شکل می گیرد، و اوج و فرود گرفتن در راستای ستون فقرات حرکتی دائمی خواهد بود. این حرکت دائمی کالبدهای انرژی را احیا می کند. و نیمه های راست و چپ بدن، و همینطور نیمه های راست و چپ مغز، هماهنگ خواهند شد. هنگامی که ایزد و ایزدبانوی درون وحدت یابند و معاشقه کنند، احساس شعف، و سرمستی را تجربه خواهید کرد.
آلویا هاکفیلد
https://www.etehadenoor.com/?p=2534
بخش هایی از مقاله دکتر نوئل هانتلی
سیستم های بیولوژیک جمعی و کنترل ذهن جمعی، بسیار فراتر از فناوری ایمپلانت چیپ های بسیار کوچک فیزیکی در بدن انسانها که در بسیاری از ادم ربایی های خاکستری ها و زتاهای منفی مشهود است، وجود دارند….
حتی فناوری هارپ و برج های گوئن هم، در مقایسه با سیستم های باستانی گرید جهانی، سطحی بنظر می رسند. از این سیستم های باستانی می توان برای اثرگذاری بر تکامل همه حیات روی سیاره استفاده کرد، و همینطور تکامل خود سیاره….
شبکه های پشتیبان تکامل، عبارتند از شیر سفید، چهار صورت انسان، گاو آبی، و عقاب طلایی. اما دو شبکه آخر توسط فرازمینیان منفی تصرف شدند. و آنها شبکه عقاب طلایی را به عقاب سفید تغییر نام دادند.
سیستم های تحت کنترل نژادهای متجاوز عبارتند از فینیکس، فالکون، مار، اژدها، کبوتر، NET، و مدار NDC، به علاوه گاو آبی و عقاب سفید. همه این سیستم ها در طول چرخه صعود (فعالسازی ستاره ای) که هر ۲۶۵۵۶ سال است، شارژ انرژی می شوند. این شارژ انرژی موقعی انجام می شود که همه مکانیزم های فرایند صعود کارکردی صحیح داشته باشند، که در هشت چرخه قبلی این اتفاق نیفتاده است. برخی از این شبکه های جهانی، مثل NDC، توسط پالس های صوتی اسکالار فعالسازی می شوند.
بخش های APIN بطور کلی توسط فناوری کریستالین متصل می شوند، مثل کار گذاشتن میکروچیپ های کامپیوتری داخل زمین با فرمت گزینشی. محافظان از این فناوری برای سیستم های انرژی رایگان، تثبیت شرایط جوی، درمان، ارتباطات میان ستاره ای، و انتشار شبکه ها، بهره گرفته اند.
بازیگران درام فرشتگان سقوط کرده، شامل انوناکی (خزنده) لوسیفری هستند که به انوناکی اندرومی و انوناکی یهویان پیوسته اند؛ همینطور زتا دراکوها، دراکونیان ها، و زتاهای ریگل (ستاره رجل الجبار). اما در سال ۲۰۰۰ بسیاری از این گروههای رقیب ، ائتلافی که به نام UIR یا «مقاومت متحد تجاوز» موسوم شد را تشکیل دادند. اتحادی موقت برای شکست دادن محافظان.
6 اکتبر 2015
در طی تجاوز ۱۹۹۶ آرکان ها و کیمرا مرزی منفی در حاشیه سیستم خورشیدی قرار دادند: heliopause. همه موجودات داخل این مرز درون سیستم خورشیدی، اعم از همه انسان های سطح زمین، همه جناح های کابال، همه موجودات زیرسطح (به استثنای افراد بسیار معدودی)، همه پرسنل برنامه سری فضایی، همه پلایدیان ها، سیریوسی ها، آندرومدایی ها، آرکتوروسی ها، دراکوها، رپتایل ها، زتاها، و تمامی موجودات برخوردار از ادراک از هر نوعی، ایمپلنتهای پلاسما دریافت کردند و به شبکه هوش مصنوعی کیمرا، موسوم به Veil متصل شدند. اکثریت گسترده موجوداتی که با اساتید صعود کرده ارتباط داشتند، ارتباط را از دست دادند. حافظه های متعددی که طبیعتی روحانی داشتند توسط انحلال الکتریکی خاطره،Electric dissolution of memory, EDOMحذف شدند. بسیاری از افرادی که قصد داشتند اطلاعاتی را برای جمعیت سطح افشا کنند برنامه دهی ذهنی شدند و در بسیاری موارد، با اطلاعات و خاطرات کاذب ایمپلنت شدند. همه کانال کنندگان ایمپلنت شدند و بیشتر ارتباطات شدیدا دچار اختلال شدند.
در ساختار جهان های هارمونیک (مثل جهان ما) در هر اکتاو (octave) دو خط زمانی وجود دارد. پس بنابراین در جهان هارمونیک زمین بعد سومی، در ابعاد یک و دو و سه، شش خط زمانی (timeline) وجود دارد. هنگامی که ما به لحاظ انرژی تکامل می یابیم و در اکتاو انرژی صعود می کنیم و به فرکانس های بالاتر دست پیدا می کنیم، در معرض اکتاوها و در نتیجه خطوط زمانی بالقوه بیشتری قرار می گیریم. درون این خطوط زمان آینده، ایستگاههای هویت به نام روح یا روح فراگیر (oversoul) ویا خویشتن متعالی (higher self) وجود دارد که در واقع کالبدهای روحی و خودهای فراموش شده ما آنجا قرار دارند. این ها همان کالبدهای انرژی روحانی هستند که حاوی ماتریکس های هوش و ذهن ما هستند، که درین چرخه صعود (ascension cycle) و با فروشکستن خطوط زمانی قبلی بایستی بازیابی کنیم. این فرایند بازیابی هویت روحانی انسانی است که در این عصر بسیار مهم در حال انجام است. به همین دلیل است که کسانی که در مسیر بیداری هستند، شفای انرژتیک را از طریق برخورد با حافظه های سلولی خطوط زمانی متفاوت تجربه می کنند. شخص ممکن است از روبرو شدن با یک سری احساسات یا مضمون عاطفی تکراری تعجب کند یا پریشان شود. ما برای بازیابی هویت روحانی بایستی از یک سری خطوط زمانی در هر اکتاو عبور کنیم و هر بار واقعیت های پوسیده و کهنه را مانند لباس های کهنه از تن در اوریم. درست مثل یک دونده دوی با مانع بایستی بدویم و از موانع عبور کنیم و در حین عبور از موانع عاطفی و ذهنی کالبدهای انرژتیک را بازیابی می کنیم.ما بایستی برای رسیدن به دروازه ی خدایان ، از همه میادین زمان مصنوعی منفی عبور کنیم که توسط اتحادیه بیگانگان منفی برای جلوگیری از تکامل بشر ساخته شده اند.
اگر دوست داشته باشید می توانید اتحادیه بیگانگان منفی را شیاطین یا اهریمنان بخوانید. اما آنان گروههای مختلفی از نژادهای ضد انسان با قطبیت منفی هستند که هزاران سال است روی زمین حضور دارند و با نور و تکامل انسان مبارزه می کنند.
خطوط زمانی کاذب:
بیگانگان منفی از طریق پشتیبانی از کابال برای هزاران سال است که به دنیای انسان ها در روی زمین نفوذ کرده اند؛ آنها از زمان فاجعه آتلانتیس اقدام به کنترل انسان ها به هدف جمع آوری انرژی احساسات منفی انسان ها کردند، و همچنین تخلیه و دزدی انرژی آگاهی و منابع سیاره. موجودات درون بعدی و فرابعدی ای وجود دارند که به نام فرشتگان سقوط کرده در تاریخ باستان شناخته می شوند، این موجودات از خیلی از روش های نفوذ تکنولوژیک هوش مصنوعی برای کنترل ذهن و نفوذ منفی به خط زمانی آینده نژاد انسان استفاده می کنند که توسط ایجاد خطوط زمانی کاذب به شکل مصنوعی انجام می شود. این خطوط زمانی کاذب در واقع به معنی بازیافت ارواح هستند، یا به عبارت دیگر 《تله ارواح》. یکی از این سیستم های نفوذ، ایجاد و گسترش نرم افزار آرماگدون در مغز سیاره به هدف ساختن سیستم های اعتقادی بیگانگان منفی پدر کاذب بر مبنای خدمت به Yahweh و گروه های خزندگان آنوناکی jehovian است.
لیزا رینی
سایت اتحاد نور
https://www.etehadenoor.com/?p=2506
اگر می پرسید چرا هنوز رخداد بوقوع نپیوسته است، پاسخ این است که، چاه اولیه نوسانات کوانتومی ناهنجاری زمین، یا به عبارت دیگر، ورتکس اولیه انباشت ناهنجاری زمین، که توسط شبکه پلاسمایی که ایمپلانت است برقرار است و توسط مکانیزم اقدام متقابل بمب های استرانجلت و تاپلت حمایت می شود، زمینه و استراتژی کلان کیمراست که باعث شده است زمین هنوز در وضعیت قرنطینه باشد، و رخداد، افشا، و تماس اولیه را دور نگه داشته است. قسمت هایی از ساختار ورتکس انباشت پلاسما اخیرا توسط دانشمندان جریان اصلی کشف شده است:
http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-3107166/Giant-plasma-tubes-SPACE-Huge-structures-spotted-circling-Earth-filled-charged-particles-sun.html
فعالیت این ورتکس انباشت پلاسما هر ماه حدود کامل شدن ماه و همزمان با باز شدن درگاه پلاسمایی زمین-ماه تشدید می شود:
http://science.nasa.gov/science-news/science-at-nasa/2008/17apr_magnetotail/
هنگامی که درگاه پلاسمایی زمین-ماه باز است، هم حضور نور، و هم پاکسازی تاریکی تقویت می شود.
اولین بار 26000 سال پیش ایمپلانت های پلاسمایی درون جمعیت انسانهای سطح سیاره کار گذاشته شدند. هربار که فردی در آستانه تناسخ مجدد قرار می گرفت، دوباره ایمپلانت گذاری می شد. به این روش بود که در یک چرخه 26000 ساله جمعیت مردمان سطح سیاره در فراموشی و نسیان نگاه داشته شدند.
ایمپلانت ها توسط ایستگاه های ایمپلانت زیر سطح سیاره و مناطق دیگر منظومه شمسی برقرار می ماندند، و از پلاسمای منفی که از فضای بین سیاره ای و بین ستاره ای بدست می آمد تغذیه می شدند.
ایمپلانت یک سیاهچاله پلاسمایی است که قطر تقریبی آن معادل قطر یک الکترون (ده به توان منفی 17 متر) است. در یک میدان مغناطیسی قوی چرخش دارد که اثری ضدگرانشی بر پلاسما تولید می کند.
شبکه ایمپلانتهای موجود در کالبدهای انرژی پلاسمای جمعیت مردم سطح سیاره عمیق ترین چاله ناخودآگاه جمعی است، و اساس و پایه ورتکس انباشت پلاسمای منفی سیاره حساب می شود.
ایمپلانت های لوب جلوی مغز اثری مخرب بر قدرت تصمیم گیری دارد و فرد را از منبع آفرینش منفصل می کند. ایمپلانت های موجود در کرتکس مغز خزنده فرد را در اضطراب بقا گرفتار می کند و اینگونه است که فرد مستعد تبدیل شدن به برده و کارگر نظام بانکداری مرکزی می شود.ایمپلانت های بالای ناف آسمان را از زمین، مرد را از زن، احساسات را از ذهن، و عشق را از جنسیت جدا می کنند. این ایمپلانتها شخصیت را قطعه قطعه می کنند و جلوی جریان انرژی حیاتی کندالینی را سد می کنند. آنها احساسات را سرکوب می کنند که باعث می شود ارتعاشات خوشحالی و شادی به ناراحتی، و سپس خشم، و بعد افسردگی، و بعد ترس، و باز پایین تر به بی حسی، و نهایتا بی هوشی تنزل یابد. به این دلیل است که بسیاری مردم هیچ چیزی حس نمی کنند.
نور ساطع شده از خورشید مرکز کهکشان باعث انحلال ایمپلانتها می شود. سنگهای سینتامانی در نقش لنزهای کانونی برای این انرژی عمل می کنند و فرایند انحلال ایمپلانتهای پلاسمایی را تسهیل می کنند.
شما می توانید فرایند حذف ایمپلانتها را با این مدیتیشن بسیار اثرگذار شتاب دهید:
http://www.imagerynet.com/ties/ties.html
در این تمرین مدیتیشن، شما خودتان را درون یک حلقه عدد 8 قرار می دهید و ایمپلانتهایتان را درون حلقه دیگر، که این فرایند در لینک بالا تشریح شده است.
یک پروتکل جالب دیگر برای حذف ایمپلانتها:
http://recreatingbalance1.blogspot.com/2015/05/implants-clearing-protocol.html
مفهوم کارما به معنی مجازات و پاداش، و مفهوم مدرسه و آموزشگاه بودن زمین، توسط آرکان ها طراحی شد تا مردم حقیقت را در مورد نظام سلطه و شبکه ایمپلانت آرکان و کیمرا نفهمند.
این درست است که هر فرد مسئول اعمالش است و نیز اینکه ما می توانیم از اشتباهاتمان درس بگیریم، اما این که بگوییم تجربه زندگی کنونی ما عقوبت اعمال منفی گذشته ماست یک طرح فریبکارانه بسیار نامحسوس و عمیق است، و توجیه گر اعمالیست که کابال انجام می دهد، چراکه طبق این تفکر کابال صرفا در حال «آموزش ما در مدرسه زمین است»
منبع
http://2012portal.blogspot.com/2015/06/implants.html
در پایان این چرخه که به خط زمانی بیداری و صعود میرسد، تعداد زیادی از ارواح آگاهی دهنده از سیارات و کهکشان های مختلف از طریق چرخه تناسخ به زمین آمده اند. برخی ازآنها از نظر بیولوژیکی در قالب انسان تناسخ می کنند، و عده ای به اشکال دیگر؛ اما همه برای کمک به تغییر میدانهای آگاهی روی زمین سه بعدی در پایان چرخه، آمده اند. به این گروه های خاص از ارواح متعالی که روی زمین تناسخ کرده اند، استارسید یا بذرستاره ای گفته میشود. یکی از مشخصه های این ارواح اینست که حافظه های ژنتیکی بیشتری از آینده حمل می کنند. استارسیدها یا بذرهای ستاره ای نقشها وظایفی دارند بر مبنای قانون وحدت که برای کمک به آزادسازی آگاهی سیاره از سلطه و سرکوب انرژتیک و روحی اتحادیه بیگانگان منفیست. این اقدامات برای تغییر و ترمیم خطوط زمانی مخرب هستند که از طریق ترمیم و بازسازی ژنتیکی و پاکسازی نرم افزارها و برنامه های کنترل ذهن انجام میشوند. این نرم افزارهای مخرب توسط موجودات مردسالار و منحرف بعدچهارمی ( خدایان کاذب) برای ایجاد بردگی انسانها ایجاد شدند که اکنون در حال پاکسازی و جمع آوری هستند.